تبليغاتX
من و تو ، عشق و زندگی

من و تو ، عشق و زندگی

حـرف هـای درگـوشـی

باروون

تو مثل نم نم بارون و من اون خشکی خاکم
‫که اگه یه روز نباشی میدونی که من هلاکم
‫یه چراغ پر فروغی واسه تاریکی شبهام
‫با تو ظلمت نمیمونه، عشق من بمون که تنهام

‫میشه با ناز نگاهت غصه ها رو در به در کرد
‫میشه از عشق تو خوندو همه دنیا رو خبر کرد
‫با تو احساس من انگار داره کم کم جون میگیره
‫داره کم کم واسه چشمات دل عاشقم میمیره
‫با تو احساس من انگار داره کم کم جون میگیره
‫داره کم کم زنده میشه عطر بارون و میگیره

‫با تو ظلمت نمیمونه، آره غربت نمیمونه ‫تو اگه باشی کنارم، دیگه حسرت نمیمونه
‫ای همه دارو ندارم، ای همه انتظارم
‫تو هجوم بی کسی هام، حالا تنها تو رو دارم


‫میشه با ناز نگاهت غصه ها رو در به در کرد
‫میشه از عشق تو خوندو همه دنیا رو خبر کرد
‫با تو احساس من انگار داره کم کم جون میگیره
‫داره کم کم واسه چشمات دل عاشقم میمیره
‫با تو احساس من انگار داره کم کم جون میگیره
‫داره کم کم زنده میشه عطر بارون و میگیره
‫‫‫‫

+ نوشته شده در  شنبه 14 آبان1390ساعت 10:27 AM  توسط فـمـلـیـا  | 

بهترینی!

دوست دارم، چون دلمو نمیشکنی؛ تو

بیشتر از خودم، به فکر منی تو

دوست دارم، چون همیشه کنارمی تو

خسته که باشم، بیقرارمی تو

به خاطر دلت که دریاست

چشایی که تموم دنیاست

همیشه از خودت گذشتی

به خاطر همین که هستی، دوست دارم؛دوست دارم

تو واسه من نفسی، نیست مثل تو کسی، یه فرشته روی زمینی

تو پاک و مهربونی، تو قدرمو میدونی، توی دنیا بهترینی، همین که هستی

بهترینی بهترینی بهترینی بهترینی

دوست دارم چون که تکیه گاهمی تو

توو گریه هام همیشه پناهمی تو

دوست دارم چون تو شبهام ستارمی تو

همه میگن نیمه ی گمشدمی تو

  دوستت دارم رازیست ، که در میان حنجره ام دق میکند وقتی که نیستی
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 مهر1390ساعت 9:53 PM  توسط فـمـلـیـا  | 

یاد تو

آره باید تموم میشد ولی دلتنگ دلتنگم

دارم با خاطرات تو با رؤیای تو میجنگم

یه آن چشمامو می بندم توو دستای منه دستات

نمی دونی چه قدر سخته فراموش کردنه چشمات

می ترسم طاقتم کم شه نتونم سر کنم بی تو

چقدر سخته که دنیا رو باید باور کنم بی تو

بازم چشمامو می بندم صدای خنده های تو

همه جا غرق آرامش همه جا رد پای تو...

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 12:36 PM  توسط فـمـلـیـا  | 

شبهای دلتنگی

دارم حس می کنم بی تو چقدر خالی شده دنیام

یه لحظه جای من باشو ببین بی تو چقدر تنهام

نگو قسمت همین بوده نگو تقصیره تقدیره

چرا اون لحظه های خوب داره از یاد تو میره

سکوت من یه فریاده واسه قلبی که خاموشه

توو این دلخستگی یادت هنوز با من هم آغوشه

توو این شبهای دلتنگی من از دنیا گریزونم

 تو نیستی و نمیدونی من عاشق پریشونم

کدووم جاده ِکدووم دریا نشونی از تو میدونه

 آخه نبض تن خستم فقط با تو غزل خونه

نمی شه بی تو عاشق بود نمیشه دل برید از تو

به تنهایی من برگرد بزار تازه بشم از تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مرداد1390ساعت 2:1 PM  توسط فـمـلـیـا  | 

آغوش

 

اگه یه روز بری سفر … بری زپیشم بی خبر
اسیر رویاها می شم … دوباره باز تنهامی شم
به شب می گم پیشم بمونه … به باد می گم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری … چرا می ری تنهام می ذاری
اگه فراموشم کنی … ترک آغوشم کنی
پرنده دریا می شم … تو چنگ موج رها می شم
به دل می گم خواموش بمونه … میرم که هر کسی بدونه
می رم به سوی اون دیاری … که توش من رو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه … بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم … که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم…

اگه بازم دلت می خواد یار یک دیگر باشیم
مثال ایوم قدیم بشینیم و سحر پاشیم
باید دلت رنگی بگیره … دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگ اون دیاری … که توش من رو تنها نذاری

اگه می خوای پیشم بمونی … بیا تا باقی جوونی
بیا تا پوست به استخونه … نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگی بگیره … دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگ اون دیاری … که توش من رو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه … بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم … که باز برات آواز بخونم

اگه یه روزی نوم تو باز ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه … بذاره دردت جا به جا شه
بره توی تموم جونم … که باز برات آواز بخونم

که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1390ساعت 10:22 AM  توسط فـمـلـیـا  | 

حس غریب

چه حس خوبیه اینکه تو هستیو

عاشقتر از خودم پیشم نشستیو 

عادت میدی منو به مهربونیات

 تا من نفس نفس دیوونه شم برات

چه حسه خوبیه اینکه تو با منی

 اینکه به روی من لبخند میزنی 

اینکه به فکرمی به فکر من فقط

 هرچی نگات کنم سیر نمیشم ازت

 باتو به زندگیم دلخوشی اومده

خوشبختیه منو چشمات رقم زده

 چه حسه خوبیه شیرین لحظه هام

 شادم کنار تو همینو من میخوام

 مراقبی یه وقت من بیقرار نشم

سنگ صبورمی که غصه دار نشم

 عادت میدی منو به مهربونیات

 تا من نفس نفس دیوونه شم برات

چه حس خوبیه اینکه تو با منی

اینکه به روی من لبخند میزنی

 اینکه به فکرمی به فکرمن فقط

هرچی نگات کنم سیر نمیشم ازت

 باتو به زندگیم دلخوشی اومده

خوشبختیه منو چشمات رقم زده

 چه حسه خوبیه شیرین لحظه هام

 شادم کنار تو همینو من میخوام

+ نوشته شده در  جمعه 24 تیر1390ساعت 6:48 PM  توسط فـمـلـیـا  | 

گم شده

 

برام هیچ حسی شبیه تو نیست !  کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه ... همین که کنارت نفس میکشم

برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه  ...  تو زیباترین آرزوی منی

منو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه همینکه فکرمی برای من بسه

از این عادت با تو بودن هنوز ببین لحظه لحظم کنارت خوشه

همین عادت با تو بودن یه روز اگه بی تو باشم منو میکشه

یه وقتایی انقدر حالم بده که میپرسم از هر کسی حالتو

یه روزایی حس میکنم پشت من همه شهر میگرده دنبال تو

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390ساعت 9:51 AM  توسط فـمـلـیـا  | 

معجزه-واژه

 

        منو راهی کن به سوی روشنی بذار با تو زیر و رو شه زندگی

        تووی چشم من نگاه کن و ببین تویی بهترین دلیل عاشقی

       تو نفس میکشی توو ثانیه ها شب من همرنگ رویای توهه

     روز من با اسم تو شروع میشه انگاری دنیا توو دستای توهه

با تو خوشبختی دیگه یه قصه نیست یه حقیقته مثل یه معجزه ست

      انگاری باید می اومدی که من، با تو پرواز کنم از این قفس

واسه رد شدن از این تنهاییها، یاد تو ،همیشه همراه منه

این روزا پر میشه از تکرار تو، وقتی نبض عشق توو رگهام منه

با تو آرامشو احساس می کنم تازه میشه هر نفس دنیای من

بهترین لحظه ی دنیاست وقتی که عطر تو می پیچه توو رویای من

******************

منو دریا‌‌،منو بارون،منو آسمون صدا کن

اسممو واژه به واژه توو دل ترانه جا کن

منو تنها،منو عاشق،منو خوب من صدا کن

منو از همین ترانه واسه ما شدن صدا کن

منو بی واژه صدا کن،همصداتر از همیشه

به همون اسم عزیزی که برات کهنه نمیشه

واسه زندگی صدام کن،واسه هرچی عاشقانه ست

واسه حرفای قشنگی که نگفته شاعرانه ست

منو شب صدا کن اما، اون شبی که تو رو داره

اون شبی که جای ماهش تو رو پیش من بیاره

منو آیینه صدا کن که می خوام مثل تو باشم

که برای با تو بودن می خوام از خودم جدا شم

+ نوشته شده در  شنبه 7 خرداد1390ساعت 11:17 AM  توسط فـمـلـیـا  | 

آزادی

بازم کابوس تنهایی بازم احساس دلتنگی

تو از من نامه میدی و داری با عشق میجنگی

قرار ما رسیدن بود نه واسه خرده گرفتن

نمیشه باورم اما برات آسونه دل کندن

تموم شد قصه ی ما و چشات از عشق خالی بود

ولی ای کاش این پایان یه پایان خیالی بود

از این تقدیر میترسم،به این آینده شک دارم

من از روزهای این دنیا بدون عشق بیزارم

بدوون با اینکه رفتی و منو اینجا رها کردی

هنوزم با خودم میگم که امکان داره برگردی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1390ساعت 12:1 PM  توسط فـمـلـیـا  | 

رنج تنهایی

چرا حس میکنم هستی کنارم

چرا این رفتنو باور ندارم

چرا گم میکنم روز و شبامو

چرا حس میکنم داری هوامو

چرا هستی میون خواب و رویام

چرا پر میشی توو هرم نفسهام

دارم نفس نفس نبودنت رو کم میآرم

میخوای بری تورو به این ترانه میسپارم

ولی نرووو...

نرووو بمون...

نرووو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم

نرووو بمون،نرووو بمون،نرووو بمون کنارم

آخه ترانه هام همش بهونه تو میگیرن

اگه بری همه کهنه میشن بی تو میمیرن

اگه بری چشامو پشت جاده جا میزارم

اگه بری خود بارون میشم برات میبارم

دارم نفس نفس نبودنت رو کم میآرم

میخوای بری تورو به این ترانه میسپارم

ولی نرووو...

نرووو بمون...

نرووو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم

نرووو خیال نکن بدون تو دووم میآرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 11:44 AM  توسط فـمـلـیـا  |